الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

140

الغدير ( فارسي )

بر سر نيفكند . . . ( 1 ) در دنبال سخن وى دروغ سعيد بن مسيب را آورده كه از دشمنان خاندان پاك پيامبر و پيروان ايشان بوده و خبر تبعيد او به امر عثمان را نپذيرفته و بر آن رفته است كه او با ميل خود به آن جا رفت چون دلش مىخواست در آن جا سكنى گزيند . مردك بى خبر نمىداند كه با اين سخن خود گفتار رسول خدا را دروغ مىشمارد كه چنان چه درصد روايت آن را از طرق صحيح آورديم پيشبينى فرمود كه ابوذر را از مدينه تبعيد مىكنند و نيز سخن امير مؤمنان ( ع ) را دروغ مىشمارد كه پس از وفات ابوذر در تبعيدگاه چون عثمان تصميم گرفت به دنبال او عمار را هم تبعيد كند على به وى گفت : عثمان ! از خدا بترس زيرا تو نيكمردى از مسلمانان را تبعيد كردى تا در تبعيدگاه هلاك شد ( 2 ) و نيز سخن ابوذر را دروغ مىشمارد كه در همان روايتى كه خود بلاذرى با سند صحيح آورده و ما نيز نقل كرديم گفت : پس از كوچيدن من به پايگاه اسلام عثمان مرا به حالت بيابانگردى بر گرداند . و نيز سخن خود عثمان را دروغ مىشمارد كه هم بلاذرى آورده و به موجب آن چون گزارش مرگ بوذر به وى رسيد گفت : خدا بيامرزدش ! عمار گفت : آرى خدا از سوى همه ى ما بيامرزدش عثمان گفت اى گزندهء . . . پدرش ! آيا گمان ميكنى من از تبعيد او پشيمان شدم ؟ كه تمام داستان در ضمن بحث از درگيرىهايش با عمار بيايد . و نيز سخن كميل بن زياد نخعى را دروغ مىشمارد كه گزارش آن را در ص از قول خود بلاذرى آورديم و نيز سخن بسيارى ديگر را دروغ مىشمارد . بيچاره نمىداند كه آن پيش آمد دردناك كه مربوط به بزرگمردى از بزرگان ياران پيامبر بوده پيرامونش آن همه گفتگو و گيرودار روى داده و بسيار اعتراضها و نكوهشها برانگيخته تا از سهمگينترين رخداده‌ها به شمار رفته و به زبان مسافران از شهرى به - شهرى نقل شده و اهل ايمان را به خشم آورده و زخم زبانها بر سر آن زده شده و خليفه را براى آن نكوهش كردند و از جمله نتايج آن اين كه : گروهى از مردم كوفه

--> ( 1 ) برگرديد به ص ( 2 ) اگر خدا خواهد تمام اين گزارش را در آينده خواهيم آورد .